«فقط ۵ دقیقه در روز، آن هم کاملاً رایگان!»
حتماً این شعار جادویی جغد سبز رنگ را در اینترنت دیدهاید. شاید هم مثل سارا، مهندس جوانی که رویای مهاجرت به کبک را در سر میپروراند، با خودتان گفته باشید: «بیزحمت، یک اپلیکیشن ساده کار را تمام میکند!» سارا گوشی را برمیدارد، دولینگو را نصب میکند و اولین درسش را با جمله «L’enfant mange une pomme» (بچه یک سیب میخورد) شروع میکند. یک ماه میگذرد، او هر روز تمرین کرده، قلبهای طلایی جمع کرده و به لیگ بعدی صعود کرده است. اما ناگهان با خودش فکر میکند: «اگر الان یک فرانسوی واقعی جلوم بایستد، میتوانم حتی یک جمله به او بگویم؟»
داستان سارا، داستان هزاران زبانآموز دیگری است که دولینگو را به عنوان اولین قدم برای یادگیری زبان فرانسه انتخاب میکنند. این اپلیکیشن آمریکایی با بیش از ۵۰۰ میلیون کاربر در سراسر جهان و طراحی بازیگونهاش، به غول صنعت آموزش زبان تبدیل شده است. در ایران نیز با توجه به افزایش علاقه به مهاجرت تحصیلی و کاری به کشورهای فرانسویزبان، بسیاری از افراد اولین گام را با نصب همین اپلیکیشن برمیدارند.
اما سوال اصلی اینجاست: آیا واقعاً میشود با دولینگو و بدون هیچ کلاس و کتاب دیگری، زبان فرانسه را از صفر مطلق یاد گرفت؟ آیا ساختار بازیگونه این اپلیکیشن میتواند پاسخگوی نیازهای گرامری و مکالمهای یک زبانآموز باشد؟ منتقدان میگویند دولینگو تنها «توهم یادگیری» ایجاد میکند و موافقان آن را دریچهای به دنیای زبانهای جدید میدانند. در این مقاله قصد داریم بدون تعارف و شعار، با نگاهی به نقاط قوت و ضعف این پلتفرم، به این پرسش پاسخ دهیم: آیا جغد سبز رنگ میتواند ما را به خیابانهای پاریس بفرستد یا فقط یک سرگرمی زودگذر است؟
بخش اول: نقاط قوت دولینگو برای افراد مبتدی
از ترس تا عادت؛ همانطور که سارا بعد از یک ماه تمرین مداوم متوجه شد، بزرگترین دستاورد دولینگو چیزی فراتر از چند کلمه جدید بود. او هر روز صبح، قبل از چک کردن اینستاگرام، چشمهایش را میمالید و چند جمله فرانسوی را جواب میداد. جغد سبز رنگ موفق شده بود کاری کند که هیچ معلمی به راحتی نمیتواند انجام دهد: ایجاد یک عادت روزانه.
اما بیایید بدون غرضورزی نگاه کنیم؛ دولینگو برای یک مبتدی مطلق چه ویژگیهایی دارد که اینقدر محبوبش کرده است؟
شروع بدون استرس؛ در آغوش گرم جغد سبز
تصور کنید وارد یک کلاس زبان فرانسه میشوید. استاد از شما میخواهد یک جمله بگویید، همه نگاهها به شماست، عرق سرد روی پیشانیتان مینشیند و زبانتان بند میآید. حالا تصور کنید در اتاقتان روی مبل لم دادهاید، با لباس راحتی، و هیچ کس شما را قضاوت نمیکند. این دقیقاً همان چیزی است که دولینگو ارائه میدهد: یک فضای امن برای اشتباه کردن.
شما میتوانید یک کلمه را ده بار غلط تلفظ کنید یا یک ساختار گرامری را بارها اشتباه بفهمید، بدون اینکه حتی یک نگاه معنادار از کنار دستیتان دریافت کنید. برای کسی که از صفر شروع میکند، این «امنیت روانی» یک نعمت بزرگ است. ترس از زبان، نیمی از راه یادگیری است و دولینگو این ترس را با مهربانی کنار میزند.
بازیسازی؛ وقتی یادگیری شبیه بازی ویدئویی میشود
راستش را بخواهید، چند بار شده که کتاب گرامر فرانسه را باز کردهاید و بعد از ده دقیقه خمیازهتان گرفته است؟ اما با دولینگو، قضیه فرق میکند. هر درس مثل یک مرحله از بازی سوپرماریو است:
- با جواب درست، قلب طلایی میگیرید.
- با تمرین روزانه، «استریک» میزنید.
- با رقابت با دوستانتان، به لیگهای بالاتر صعود میکنید.
- با تمام کردن یک درس، صدای سکههای در حال سقوط را میشنوید که دوپامین مغزتان را قلقلک میدهد.
این مکانیسمهای بازیسازی (Gamification) دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود سارا، حتی شبهایی که خسته است، گوشی را بردارد و چند دقیقهای با جغد سبز وقت بگذراند. ایجاد عادت، بزرگترین پیروزی در یادگیری زبان است و دولینگو در این زمینه استاد است.
رایگان برای همیشه؛ معجزه دسترسی همگانی
بیایید صادق باشیم. هزینه کلاس زبان فرانسه در آموزشگاههای خوب، خصوصاً با استاد native، برای بسیاری از ما یک رویاست. کتابهای کمکآموزشی، فلشکارتها، دورههای آنلاین… همه اینها پول میخواهند. اما دولینگو؟ رایگان است. نه یک ماه، نه سه ماه، بلکه برای همیشه.
شما میتوانید با یک گوشی ساده و اینترنت، به دورهای دسترسی داشته باشید که میلیونها نفر در سراسر جهان از آن استفاده میکنند. البته نسخه پرمیوم (سوپر دولینگو) هم هست با امکانات بیشتر، اما نسخه رایگان آنقدر کامل هست که یک مبتدی را تا ماهها همراهی کند. این «دموکراتیزه کردن» آموزش زبان، شاید بزرگترین خدمت دولینگو به جهان باشد.
تلفظ؛ جرئت حرف زدن پیدا میکنید
یکی از بزرگترین مشکلات زبانآموزان فرانسوی، تلفظ است. آن «R» غُلغُلی، آن حروف صدادار بینی (مثل bon، pain، fin) که در فارسی نیستند… چطور باید یادشان گرفت؟
دولینگو یک قابلیت تشخیص صدا دارد که از شما میخواهد جملات را تکرار کنید. خندهدار اما واقعی: شاید تلفظتان افتضاح باشد و اپلیکیشن هر بار ابروهایش را بالا بندازد و بگوید “متوجه نشدم!”، اما همین تکرار کردن، عضلات دهان شما را برای تولید صداهای فرانسوی گرم میکند.
سارا تعریف میکرد: «اوایل خجالت میکشیدم توی خانه فرانسوی حرف بزنم، ولی وقتی دیدم دارم با یه اپلیکیشن حرف میزنم، راحت شدم. بعد از دو ماه، مادرم گفت: “این quoi که میگویی یعنی چه؟” تازه فهمیدم دارم جلوی دیگران هم فرانسوی حرف میزنم!»
واژگان پایه؛ اولین قدم در هزارتوی کلمات
دوره فرانسه دولینگو حدود ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه پرکاربرد را در قالب جملات ساده به شما آموزش میدهد. شاید این جملهها مسخره باشند («گاو شیر میخورد»)، اما همین کلمات ساده، آجرهای اولیه ساختمان زبانی شما هستند.
نکته مهم: شما با دولینگو یاد میگیرید که چطور بگویید «من میخورم»، «او میرود»، «ما داریم میبینیم». اینها افعال پایهای و ضروری هستند. شاید نتوانید با اینها رمان بخوانید، اما میتوانید در یک رستوران فرانسوی غذایتان را سفارش دهید یا آدرس بگیرید.
اما سارا هنوز یک مشکل بزرگ داشت…
با تمام این نقاط قوت، سارا بعد از چند ماه به دیواری رسید که نمیتوانست از آن عبور کند. جملاتش تکراری شده بودند، گرامر را درست نمیفهمید و وقتی یک ویدئوی کوتاه فرانسوی دید، انگار اصلاً همان زبانی نبود که دولینگو یادش داده بود.
بخش دوم: نقاط ضعف و کمبودها؛ جایی که جغد سبز کم میآورد
سارا بعد از سه ماه تمرین مداوم با دولینگو، با غرور تمام به خودش گفت: «من الان میتوانم فرانسه حرف بزنم!» اما تقدیر برایش یک آزمون کوچک تدارک دیده بود. همان شب، یک ویدئوی کوتاه از یک ولوگر فرانسوی در اینستاگرام دید. ویدئو درباره صبحهای پاریس بود. دختر جوان با سرعت عادی صحبت میکرد، کلمات را میبلعید، به هم میچسباند و لحن خیابانی داشت. سارا مات ماند. هیچی نفهمید. انگار اصلاً همان زبانی نبود که جغد سبز هر روز به او یاد میداد.
اینجاست که نقاب زیبای دولینگو کنار میرود و واقعیت تلخ خود را نشان میدهد. بیایید بدون تعارف بگوییم جغد سبز کجاها کم میآورد.
معمای گرامر؛ سوال بیجواب
تصور کنید دارید شطرنج یاد میگیرید، اما کسی به شما نمیگوید فیل چطور حرکت میکند یا قلعه چیست. فقط هر روز چند صفحه از بازی را نشانتان میدهند و میگویند: «خودت بفهم!» این دقیقاً کاری است که دولینگو با گرامر میکند.
مثال واقعی: در دولینگو با جملاتی مثل این مواجه میشوید:
- Je suis allé à Paris. (من به پاریس رفتم – اگر گوینده مرد باشد)
- Je suis allée à Paris. (من به پاریس رفتم – اگر گوینده زن باشد)
اپلیکیشن هر دو را درست میگیرد، اما هرگز توضیح نمیدهد چرا یک جای آن “e” اضافه دارد! کاربر مبتدی مدام این دو جمله را جابهجا مینویسد، اشتباه میکند، امتیاز از دست میدهد، اما دلیل آن را نمیفهمد. نتیجه؟ سردرگمی محض.
یا مثال دیگر: تفاوت بین “Passé Composé” (گذشته مرکب) و “Imparfait” (گذشته استمراری). در فرانسه، این دو زمان ظرافتهای معنایی مهمی دارند. اما دولینگو هر دو را زیر یک چتر “گذشته” قاطی میکند و کاربر تا آخر عمر نمیفهمد چرا یکجا باید بگوید “Il pleuvait” (باران میبارید – استمراری) و یکجا “Il a plu” (باران بارید – یک بار در گذشته).
برای یک مبتدی مطلق، نبود توضیحات گرامری مثل راه رفتن در تاریکی است. ممکن است جلو بروی، اما مدام به دیوار میخوری.
جملات رباتیک؛ آقای روبات، شما کجا زندگی میکنید؟
«L’ours boit du lait» (خرس شیر میخورد).
«Le canard mange une pizza» (اردک پیتزا میخورد).
«L’éléphant est dans mon appartement» (فیل در آپارتمان من است).
جملات خندهدار و عجیب دولینگو کلی طرفدار دارد. بعضیها میگویند بامزه است و از یکنواختی درمیآورد. اما یک مشکل اساسی دارند: هیچ ربطی به زندگی واقعی ندارند.
شما در خیابانهای پاریس چند بار میشنوید کسی بگوید «فیل توی آپارتمانمه»؟ صفر بار. در عوض، کلی جمله کاربردی مثل «اتوبوس دیر کرد»، «بنزین گران شده»، «امشب دور هم جمعیم» را هر روز میشنوید. اما اینها را دولینگو یادتان نمیدهد.
نتیجه: دایره لغات شما پر میشود از کلمات عجیب و بیکاربرد، در حالی که برای یک مکالمه ساده روزمره کم میآورید.
ضعف شنیداری؛ وقتی با واقعیت روبرو میشوید
صدای گوینده دولینگو را یادتان هست؟ آرام، شمرده، با تلفظی شفاف و غیرطبیعی، انگار که داری با یک ربات حرف میزنی که هر کلمه را جدا جدا ادا میکند.
حالا یک فرانسوی واقعی را تصور کنید. آنها کلمات را میبلعند. میگویند “J’sais pas” به جای “Je ne sais pas”. میگویند “Chuis” به جای “Je suis”. کلمات را به هم میچسبانند، تلفظها را عوض میکنند، تند تند حرف میزنند و کلی اصطلاحات کوچهبازاری استفاده میکنند.
سارا وقتی با این واقعیت روبرو شد، حس کرد تمام سه ماه تمرینش بر باد رفته. این همان شوک فرهنگی-زبانی است که دولینگو هرگز برایش آمادهات نمیکند.
توهم یادگیری؛ خطرناکترین نقطه
این را با کمال تأسف میگوییم: دولینگو در ایجاد توهم یادگیری استاد است.
چطور؟
- شما جملهای میبینید، کلمهای را جا میاندازد، شما از بین چند گزینه انتخاب میکنید و درست جواب میدهید. اما آیا واقعاً آن کلمه را یاد گرفتهاید؟ یا فقط با حدس زدن موفق شدهاید؟
- با دیدن مداوم یک کلمه، آن را تشخیص میدهید، اما اگر از شما بخواهند همان کلمه را به کار ببرید یا بنویسید، یادتان میرود.
- در محیط اپلیکیشن، همه چیز ساده و سر راست است. جای خالی را پر میکنید و امتیاز میگیرید. حس قهرمانی به شما دست میدهد.
اما بیرون از اپلیکیشن، هیچ جای خالی برای پر کردن نیست. هیچ گزینهای جلوی شما نیست. فقط یک انسان فرانسوی روبرویتان ایستاده و منتظر است شما دهانتان را باز کنید و یک جمله بگویید. همانجا است که میفهمید آن همه امتیاز و قلب طلایی، چقدر بیارزش بودهاند.
این توهم، خطرناکتر از آن است که فکر کنید. چون وقتی متوجه میشوید بلد نیستید، انگیزهتان را از دست میدهید و ممکن است کلاً بیخیال یادگیری شوید.
فقدان بازخورد انسانی؛ هیچ کس نیست بگوید اشتباه میکنی
آخرین و شاید مهمترین نقطه ضعف: دولینگو ربات است، نه انسان.
یک معلم خوب وقتی اشتباه میکنید، به چشمانتان نگاه میکند، لبخند میزند و میگوید: «نه عزیزم، اینجا نباید از این کلمه استفاده کنی. بیا با هم تمرین کنیم.» یک معلم خوب میفهمد شما چرا یک اشتباه را تکرار میکنید و ریشه مشکل را پیدا میکند.
دولینگو اما فقط میگوید: «اشتباه است. دوباره امتحان کن.» اگر ده بار هم اشتباه کنی، باز همان پیام را میفرستد. نه دلسوزی، نه توضیح، نه هیچکس که دستت را بگیرد و از بنبست نجاتت دهد.
یادگیری زبان، یک فرآیند انسانی است. نیاز به ارتباط، نیاز به تشویق، نیاز به کسی که بفهمدت. رباتها هنوز در این کار کم میآورند.
بخش سوم: پاسخ به سوال اصلی – آیا از صفر جواب میدهد؟
سارا بعد از آن تجربه تلخ با ویدئوی فرانسوی، چند روزی گوشی اش را کنار گذاشت. دلش گرفته بود. سه ماه زحمت کشیده بود، قلب طلایی جمع کرده بود، به لیگ های بالاتر صعود کرده بود، اما در اولین برخورد با یک فرانسوی واقعی، بُبُت کرده بود. «پس این همه تمرین برای چه بود؟»
شاید شما هم الان این سوال را بپرسید. خب، بیایید صادقانه جواب دهیم.
جواب کوتاه: بله، اما…
اگر کسی از من بپرسد «آیا دولینگو برای شروع از صفر مفید است؟» جوابم این است: بله، اما به شرطی که چشم باز سراغش بروی و فکر نکنی همه چیز همین است.
دولینگو مثل یک اسباب بازی شنا در استخر میماند. شما را با آب آشنا میکند، خیالتان راحت است که غرق نمیشوید، دست و پا زدن را یاد میگیرید. اما تا یک مربی کنارت ننشیند و تکنیکهای صحیح را یادت ندهد، شناگر حرفهای نمیشوی. ممکن است سالها در استخر دست و پا بزنی، اما وقتی به دریا میروی، غرق میشوی.
دولینگو شروع راه است، نه تمام راه.
صفر تا A1: قلمروی جغد سبز
بیایید کمی فنیتر صحبت کنیم. در زبانشناسی، سطحبندی استانداردی به نام CEFR وجود دارد. پایهترین سطح، A1 است. کسی که A1 است میتواند:
- خودش را معرفی کند
- با جملات ساده درباره خانواده و کارش صحبت کند
- اگر آرام و شمرده با او حرف بزنند، بفهمد
- در موقعیتهای روزمره مثل خرید، غذا خوردن، آدرس پرسیدن، ارتباط برقرار کند
دولینگو میتواند شما را تا آستانه A1 برساند. بله، با تمام ضعفهایی که گفتیم، اگر مداوم کار کنید، واژگان پایه را یاد میگیرید، با ساختارهای ساده آشنا میشوید و اعتمادبهنفس اولیه را به دست میآورید.
سارا بعد از سه ماه، اگر یک فرانسوی آرام و شمرده با او حرف میزد و جملات کوتاه میگفت، احتمالاً منظور را میفهمید. مشکل این بود که ویدئویی که دید، برای سطح B2 (پیشرفته) بود! مثل این میماند که بچه کلاس اول را بیندازیم توی جلسه دفاع دکتری و بعد بگوییم «پس چیز یاد نگرفتی!»
بعد از A1: اینجا جغد کم میآورد
بعد از اینکه به این سطح رسیدید، داستان فرق میکند. دولینگو برای سطوح بالاتر طراحی نشده. ساختار جملاتش تکراری میشود، گرامرهای پیچیده را نمیتواند توضیح دهد، و مکالمه واقعی خبری نیست.
از اینجا به بعد، اگر فقط با دولینگو جلو بروید، درجا میزنید. مثل این میماند که بخواهید با دوچرخه بروید اتوبان! وسیله، برای راه درست ساخته نشده.
پس راه حل چیست؟ اینجا میرسیم به مهمترین بخش مقاله: استراتژی ترکیبی.
چگونه از دولینگو درست استفاده کنیم؟
سارا اگر از اول این استراتژی را بلد بود، الان میتوانست واقعاً فرانسه حرف بزند. بیایید با هم یک برنامه اصولی طراحی کنیم:
۱. دولینگو برای عادتسازی و واژگان پایه
هر روز ۱۰-۱۵ دقیقه دولینگو کار کنید. نه بیشتر. این کار را بکنید تا زبان برایتان تبدیل به عادت روزانه شود. تا واژگان پایه ملکه ذهنتان شود. تا با تلفظ اولیه آشنا شوید.
اما فریب نخورید! دولینگو را به عنوان “گرم کردن” قبل از تمرین اصلی در نظر بگیرید، نه خود تمرین اصلی.
۲. یک منبع گرامر خوب کنار دستتان باشد
هروقت دولینگو جملهای آورد که دلیلش را نمیفهمید، سریع به منبع گرامر مراجعه کنید. چند پیشنهاد عالی:
- وبسایت Français Facile: یک گنجینه رایگان. هر موضوع گرامری را با مثال و تمرین توضیح داده.
- کتاب Grammaire Progressive: اگر اهل کتاب هستید، این مجموعه (از سطح مبتدی تا پیشرفته) بهترین دوست شماست.
- کانالهای یوتیوب: مثل “Français avec Pierre” یا “Learn French with Alexa” که گرامر را ساده و روان توضیح میدهند.
قانون طلایی: هیچ وقت از یک ساختار گرامری عبور نکنید مگر اینکه کامل فهمیده باشیدش.
۳. گوشهایتان را تقویت کنید
دولینگو گوش شما را برای دنیای واقعی آماده نمیکند. پس خودتان باید کاری کنید. از همین امروز شروع کنید به:
- پادکست برای مبتدیان: “InnerFrench” و “Little Talk in Slow French” مخصوص شما ساخته شدهاند. آرام، شمرده، با موضوعات جذاب.
- کارتون و انیمیشن: “Trotro” (برای بچههاست اما عالیست)، “Peppa Pig” فرانسوی، “Miraculous” (اگر اهل انیمه هستید).
- اخبار آرام: “Journal en français facile” از رادیو فرانس اینترناسیونال. هر روز ۱۰ دقیقه، با متن و فایل صوتی.
هر روز، حتی ۵ دقیقه، گوش کنید. این کار را به عادت تبدیل کنید.
۴. حرف بزنید، هر طور شده
بزرگترین مشکل زبانآموزان ایرانی، حرف نزدن است. از همان روز اول سعی کنید حرف بزنید. چطور؟
- با خودتان حرف بزنید: کارهای روزانه را برای خودتان به فرانسوی توضیح دهید. «الان میروم آشپزخانه، چای درست میکنم، میآورم سر میز…»
- تلفظ را با Forvo چک کنید: این وبسایت تلفظ هر کلمه را توسط افراد native پخش میکند.
- پیدا کردن پارتنر زبانی: اپلیکیشنهای HelloTalk و Tandem را نصب کنید. میلیونها نفر در جهان هستند که میخواهند فارسی یاد بگیرند و در عوض فرانسه به شما یاد بدهند. رایگان، مفید، و سرگرمکننده.
جمعبندی بخش سوم: پازل را کامل کنید
دولینگو یک تکه از پازل یادگیری فرانسه است، نه همه آن. اگر فقط به همین تکه اکتفا کنید، تصویر ناقصی خواهید دید. اما اگر آن را در کنار تکههای دیگر بچینید:
✅ دولینگو برای عادت روزانه و واژگان پایه
✅ منابع گرامر برای فهمیدن قواعد
✅ پادکست و فیلم برای تقویت شنیدار
✅ مکالمه با دیگران برای روان شدن
آن وقت است که معجزه رخ میدهد. آن وقت است که سارا میتواند ویدئوی فرانسوی را بفهمد. آن وقت است که میتواند در خیابانهای پاریس با یک غریبه گرم بگیرد و حرف بزند.
بخش چهارم: نتیجهگیری – جغد سبز را بپذیرید، اما واقعبین باشید
بیایید صادق باشیم. دولینگو نه آن معجزهای است که برخی تبلیغ میکنند و نه آن شیطان بیخاصیتی که بعضی منتقدان میگویند. دولینگو فقط یک ابزار است. مثل چاقو؛ میشود با آن غذای لذیذی پخت، میشود به دست بچه داد و خرابکاری کرد. مهم این است که بدانیم با آن چه میکنیم.
سارا را یادتان هست؟ سارای مهندس که رویای کبک را داشت. اگر سارا بعد از سه ماه دولینگو، همان جا متوقف میشد، حق داشت ناامید شود. اما اگر از همان اول میدانست که دولینگو فقط شروع راه است، اگر کنارش پادکست گوش میداد، گرامر میخواند و با یک پارتنر زبانی تمرین میکرد، امروز میتوانست واقعاً فرانسه حرف بزند.
حقیقت تلخ و شیرین
حقیقت تلخ این است: هیچ اپلیکیشنی، هیچ نرمافزاری، هیچ دوره آنلاینی به تنهایی شما را به تسلط نمیرساند. اگر کسی به شما گفت «فقط با این اپلیکیشن، ۳ ماهه فرانسه رو قورت بده»، شک کنید. دارد به شما دروغ میگوید. شاید هم خودش باور دارد، اما بیسواد است.
حقیقت شیرین این است: ما در عصر طلایی یادگیری زبان زندگی میکنیم. بیست سال پیش، برای یادگیری فرانسه باید پول و وقت زیادی خرج میکردی، کتاب میخریدی، به کلاس میرفتی، نوار کاست گوش میدادی. امروز اما با یک گوشی ساده و اینترنت، به منابعی دسترسی داری که پادشاهان صد سال پیش آرزویش را داشتند. دولینگو، پادکستها، ویدیوهای یوتیوب، اپلیکیشنهای تبادل زبان، همه و همه رایگان یا کمهزینه در دسترساند.
نقشه راه نهایی برای یک مبتدی مطلق
اگر از صفر میخواهید شروع کنید، این برنامه را پیشنهاد میکنم:
ماه اول و دوم:
- روزی ۱۵ دقیقه دولینگو (برای عادتسازی و آشنایی با واژگان)
- هفتهای ۲ جلسه مطالعه گرامر از منابع ساده (مثل وبسایت Français Facile)
- گوش دادن به پادکستهای فوقالعاده آرام (مثل “Learn French with Alexa” در یوتیوب)
ماه سوم و چهارم:
- همچنان دولینگو را ادامه دهید (اما نه بیشتر از ۱۰ دقیقه در روز)
- تماشای کارتونهای ساده فرانسوی (Trotro، Peppa Pig)
- شروع به تکرار جملات با صدای بلند (تقلید از گوینده)
- پیدا کردن یک پارتنر زبانی در HelloTalk برای تبادل ساده
ماه پنجم به بعد:
- دولینگو را به تدریج کم کنید (فقط برای مرور و حفظ عادت)
- گوش دادن به پادکست “InnerFrench” (مخصوص زبانآموزان سطح متوسط)
- خواندن داستانهای کوتاه دوزبانه
- تلاش برای نوشتن چند خط درباره روزمرگیها به فرانسوی
- تمرین مکالمه حداقل هفتهای یک بار با پارتنر زبانی
حرف آخر با شما
شاید الان با خودتان بگویید: «این همه راه؟ این همه کار؟ خسته شدم!»
بله دوست من، یادگیری زبان سخت است. اگر کسی گفت آسان است، دروغ میگوید. اما آیا ارزشش را دارد؟ بله. هزار بار بله.
آن لحظه که برای اولین بار یک فیلم فرانسوی را بدون زیرنویس بفهمی، آن لحظه که در سفر به پاریس بتوانی با یک پیرمرد در کافه حرف بزنی، آن لحظه که بتوانی نامه عاشقانهای به فرانسوی بنویسی… برای آن لحظهها میارزد که امروز شروع کنی.
پس از همین امروز شروع کن. دولینگو را نصب کن، اما گوشی را که قفل کردی، یادت باشد: این فقط اولین قدم است. جغد سبز تو را تا دم در همراهی میکند، اما وارد شدن به خانه زبان فرانسه، با خود توست.
و اما سارا…
چند روز پیش، سارا را دیدم. داشت با یک ویدئوی فرانسوی میخندید. گفتم: «چیزی فهمیدی؟» لبخند زد و گفت: «آره، تقریباً همهاش رو. راستش دولینگو هنوز هم هر روز همراهمه، ولی دیگه تنها نیست. پادکست گوش میدم، با یه دختر اهل لیون تبادل زبان دارم، حتی شروع کردم به خوندن کتاب کودک. راه افتادم دیگه، نمیایستم.»
نظر شما چیست؟ تجربه شما با دولینگو چطور بوده؟ آیا شما هم مثل سارا از آن عبور کردهاید یا هنوز در دام توهم یادگیری گرفتارید؟ خوشحال میشوم در بخش نظرات، داستانتان را با من و دیگران به اشتراک بگذارید.
